خداوندا یکسال دیگر هم گذشت سالی که گناهانم بیش از سال گذشته بود یک سال دیگر از عمرم گذشت خدایا باز هم پناه تنهایی هایم تو بودی
خدایا یک سال گناه کردم و رو سیاهتر از هر سال به سفره پرنور محبتت چشم امید دارم خدایا منم بنده تنها و گناهکار تو.
خدایا تنهایم. بی کسم خدایا سر بر شانه تنهایی ها و بی کسی هایم نهاده ام.
خدایا جز تو پناه و امیدی ندارم
خدایا لذت گریه های شب های قدر سال گذشته هنوز بر کامم مانده که امسال از راه رسید همه امیدم شب های قدر امسال و آغوش گرم و پناه امن توست.
خدایا امسال باز می خواهم ناله کنم التماست کنم که پناه ناله های من تویی.
خدایا تنها امیدم تویی و ناله های شب های قدر خدایا تو اسرار درونم را می دانی و فاش نمی کنی خدایا تو گناهانم را می بینی و هدایتم می کنی.
خدایا چون تویی دارم بی کسی و تنهایی چه معنا دارد؟
خدایا سحرها با یارب یارب از بستر برخواهم خواست و لحظه افطار با ربنای تو مهمان سفره نورت خواهم بود خدایا شب های قدر با تو عهدی خواهم بست
شب ۲۳ برایت نامه خواهم نوشت که پناهم باشی خواهم نوشت غمخوارم باشی کمکم کنی. سنگ صبورم باشی خدایا می دانم ایمان دارم تنهایم نخواهی گذاشت.
خدایا جز تو کسی را ندارم
تو ای خدای من شنو نوای من
زمین و آسمان تو می لرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو می سوزد زناله های من
رسوای زمانه منم
خدایا می دانم سال بعد در چنین روزی اگر زنده بودم با تو از تنهایی ها و دلخستگی هایم خواهم گفت ولی می دانم و ایمان دارم که خدایی دارم پناه تنهاییها و دل خستگی های من هست.
خدایا آیا باز پذیرای این مهمان که کوله پشتی اش پر از گناه است خواهی بود؟
خدایا من به پناهت چشم امید دارم
