چادرت را نگه دار ........

 

          چادرت را نگه دار ........

 

 

بیمارستان از مجروحین پر شده بود .......

 

حال یکی خیلی بد بود ......رگ هایش پاره پاره شده بود وخونریزی

 

شدیدی داشت.....

 

وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورش

 

داخل اتاق عمل........من آن زمان چادر بسر داشتم .....

 

دکتر اشاره کرد چادرم را در بیاورم

 

تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جاکنم .

 

مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش اومده بود به سختی

 

گوشه چادرم را گرفت وبریده بریده گفت :  من دارم میروم تا تو

 

چادرت را در نیاوری. ما برای این چادر داریم می رویم .........

 

چادرم در مشتش بود که شهید شد ......

 

از آن به بعد در سخت ترین وبدترین شرایط هم چادرم را کنار

 

نگذاشتم.

 

( راوی : خانم موسوی یکی از پرستاران دفاع مقدس )

 

 


تعداد بازدید از این مطلب: 335
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
سید فرهاد در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
عکس شهدا را دیدیم ......عکس شهدا عمل کردیم.....

آخرش گفتیم....شهدا شرمنده ایم.....

سلام.
پاسخ:سلام ، وای به حالمان دراثر غفلت ویا دراثرهواهای نفسانی، عکس شهدا عمل کنیم.



عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران